بررسی نقش بافت‌های فرسوده و نو در شکل‌گیری خرده فرهنگ‌های انحرافی شهر عسلویه: رویکردی آینده‌نگر به امنیت کشور در سال 1404

چکیده

وجود گروه‌ها و خرده فرهنگ‌های متفاوت در کنار هم و به خصوص در بافت‌های فرسوده شهر نوعی ناسازگاری اجتماعی با همدیگر و با فرهنگ غالب به وجود می‌آورد که منجر به شکل گیری خرده فرهنگ‌های انحرافی در حاشیه‌ها و بافت‌های فرسوده شهر می‌شود. هدف اساسی این مقاله بررسی نقش بافت‌های فرسوده و نو در گرایش جوانان خرده فرهنگ‌های انحرافی در شهر عسلویه با رویکردی آینده نگر برای سال 1404 مورد ارزیابی قرار گیرد.
روش تحقیق: این پژوهش با استفاده از روش پیمایش و از طریق ابزار پرسشنامه انجام شد. جامعه آماری مورد مطالعه جوانان بین سنین 15 تا 29 سال شهر عسلویه می‌باشد. تعداد 300 نفر جوان از جامعه آماری به عنوان نمونه معرف به شیوه تصادفی سیستماتیک برای مطالعه انتخاب شدند. از اعتبار صوری برای روایی و آلفا کرونباخ برای پایایی ابزار تحقیق استفاده به عمل آمد و از روش‌های آماری ضریب همبستگی پیرسون و مقایسه میانگین‌ها برای آزمون فرضیات و تکنیک رگرسیون برای سنجش مدل تحقیق استفاده شد.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های تحقیق رابطه معناداری بین چهار دسته متغیر: متغیرهای خانوادگی، گروه‌های دوستی، عوامل فردی و ویژگی‌های سکونتی با گرایش به خرده فرهنگ‌های انحرافی در میان جوانان وجود دارد. این فرضیه‌ها حداقل در سطح 95 درصد، معنادار بوده و تایید شده‌اند. آزمون T نشان می‌دهد که هفت متغیر وابستگی به محل سکونت، جنسیت، سال‌های اقامت، تعداد افراد خانواده، صمیمت بین اعضای خانواده، گسیختگی خانوادگی و میزان آشنایی و ارتباط با همسایگان از لحاظ آماری معنی‌دار است. این متغیرها به ترتیب میزان اهمیتی در تبیین متغیر وابسته داشته‌اند، وارد معادله رگرسیونی شده‌اند و در مجموع توانسته‌اند 62/0 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین و توضیح کنند (62/0=R²).

کلیدواژه‌ها